تبليغاتX
.:[ فامــيل ســبز ]:.
 
 
 
سلام

این روزها تب فوتبال و جام جهانی همه جا را فرا گرفته و مردم تا پاسی از شب پای فوتبال می نشینن. من در این نوشتار قصد دارم از بهترین گل جام جهانی بگم. به نظر شما بهترین و زیباترین گل جام جهانی کدام گل بود؟

به نظر من بهترین گل ادوار جام جهانی را بازیکنی به ثمر رساند که شاید درون زمین خشن بود و در طول دوران بازیگریش14 بار از زمین اخراج شد ولی به لحاظ اخلاقی یک نمونه بود. اون بازیکن کسی نبود جز زین الدین زیدان و اون گل هر چند با ضربه سر به ثمر رسید ولی وارد دروازه نشد. بله منظورم ضربه سر زیدان به شکم متراتزی بازیکن تیم ایتالیا در فینال 2006 بود. اون ضربه واکنشهای متفاوتی را در پی داشت. غربیها این حرکت را غیرقابل قبول نامیدند و مسلمانان و حتی بسیاری از مقامات مسئول ایرانی لب به تحسین زیدان گشودند و از وی حمایت کردند.

خود زیدان هم با وجود عذرخواهی از کودکان جهان بخاطر دیدن این صحنه ولی اعلام کرد اگر باز هم برگردد آن را تکرار می کند.

زیدان پس از دوران بازیگری خود را وقف فعالیتهای بشردوستانه و کمک به محرومین جهان کرده است. حتی چندی پیش در جایی خواندم که وی خود را عاشق امام علی علیه السلام نامیده و همچنین آرزو دارد که به ایران سفر کند و مرقد امام خمینی را زیارت کند. در این دنیای مدرن و به اصطلاح پیشرفته جای بسی شرمساری است که بازیکنانی مثل زیدان بسیار کم و حتی نادر هستند.

                                                                                                       سیدعبدالله سیدموسوی

در ادامه مختصری از زندگی نامه این بازیکن مسلمان را بخوانید:



ادامه مطلب
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 14:34    | 
 

{موضوع اول بزرگي و بزرگواري روح}

ارائه دهنده: سيد محمدرضا حسن زاده

بزرگي روح به معناي همت و اراده اشخص مي باشد. يعني هركس در زمينه اي همت بخرج داده و به مراتب بالاتر برسد مي گوييم داراي بزرگي روح است

سه شاخص مهم براي بزرگي روح تعريف كرده اند:

1)       بزرگي روح در مسير دانش (مانند ابوريحان بيروني)

2)      بزرگي روح در مسير جمع آوري مال و ثروت (مانند قارون)

3)     بزرگي روح در مسير جاه طلبي و كسب مقام (مانند نادر شاه افشار)

بزرگي و همت و اراده همه افراد در شاخص هاي فوق متفاوت است

نكته: نمي توانيم افراد را به جرم بزرگي روح مورد مواخذه قرار دهيم. تمامي شاخص هاي فوق الذكر خوب هستند البته اگر به بزرگواري روح منجر گردند

و اما بزرگواري روح چيست؟ آن احساسي از بشر كه معمولاً به انسانيت و كرامت نفساني تعبير مي شود. بالاتر از خودپرستي و روح خود را بزرگ مي داند. گناه نمي كند چون روح بزرگوار او اجازه اين كار را نمي دهد. ممكن است در افراد بزرگي روح ديده شود بدون بزرگواري روح. مانند نادر شاه افشار كه براي رسيدن به قدرت طلبي و حكم راني در جهان ، دست به خونريزهاي زياد زد و پا روي مسائل انساني و شرافت گذاشت. بزرگواري روح نيز در سخنان ائمه اطهار تاكيد شده است. پيامبر براي تكميل مكارم اخلاقي مبعوث شدند. حضرت علي در موارد مختلف به امام حسن توصيه اخلاقي داشته اند.

بايد به اين نقطه برسيم كه در برخورد با گناه بدين صورت برخورد كنيم كه گناه موجب افول و پستي روح مي گردد و كاري به حلال و حرام نداشته باشيم. در تمامي مراحل عزت نفس و اعتماد به نفس را رعايت كنيم و آبروي افراد محترم هستند.

از طرف ديگر نبايستي دچار افراد شويم. اسلام با عزلت نشيني ها، عرفان هاي كاذب و دراويش مخالف است. نبايد به بهانه كرامت نفساني، روح خود را با اين مسائل از بين ببريم. بايد خدا را در همه لحظات به ياد داشته باشيم. نفس خود را بشناسيم و هز خودشناختي به خدا شناسي برسيم. من عرف نفسه، فقد عرف ربه

در ادامه بحث به قيام امام حسين(ع) اشاره شد كه در مواقع مختلف بزرگواري و كرامت روح را به اصحاب آموزش مي دادند. همچنين در روز عاشورا به سپاهيان يزيد فرمودند اگر دين نداريد حداقل آزاده باشيد كه اين جمله در راستاي رسيدن به شرافت نفساني است.

سوالات مطرح شده:

1)       تفاوت روح و نفس چيست؟

2)      چرا بايد عزت نفس داشته باشيم در حاليكه بايد در همه احوال خدا را در نظر بگيريم و خود(نفس) را فراموش كنيم؟

از نظر بحث و گفتگو ميان اعضا و ايجاد پرسش و پاسخ ، جلسه خوبي از آب درآمد و انشاءالله جلسات آتي نيز بصورت مباحثه اي برگزار گردند.

 


{موضوع دوم جلسه}

سید محمدباقر حسن زاده:

ما در کدام مرحله از انقلابیم؟ آیا انقلاب تمام شده و ما الان باید حکومت سازی کنیم نگاه دیگر انقلاب روندی ادامه دار است تا به آخرین هدف برسد؟

آقاي ملکشاهی:

نحوه تحقق انقلاب چگونه بود؟ آیا اول حاکمیت است  که تغیر می کند بعد مردم یا انقلاب از مردم شروع می شود بعد حاکمیت عوض می شود و امام نیز اول با حاکمیت برخورد کرد به نظر می رسد تفعن فرعون و شاهیت شاه را مردم ایجاد می کردند یعنی اول یک استعماری بود تا استثماری می آید آدم باید قابلیت سواری شدن داشته باشد تا سواری بدهد و بهره کشی از او بکشند. تازمانی استعمار در ملتی نباشد استثمار از آنها بهره کشی نمی نماید. حتی فرعون که می گفت "ان ربکم الاعلی" مردم او را به خدایی می پذیرفتند.

اگر ما (من) خود را پیدا نکنیم گم می شویم و نه منی و نه خودی بدست می آید که خدای ما می شود فرعون و مانند جادوگران و ساحران. و حالا اگر مردم انقلاب کنند و به من واقعی خود برگردند وخدایی فرعون از بین می رود مانند جادوگران و ساحران.

قصه باغ وحش و قفس

بچه شتری به مادرش گفت مادر جان چند تا سوال دارم.

بچه شتر: این چیه که پشت ماست و قلمبه زده خیلی زشته؟

مادر: این کوهان و ذخیره غذا و آب ما  در بیابان است و می توانیم با آن پیاده روی کنیم

بچه: این مژها مون خیلی درشت و زشته کاشکی می شد مانند آهو کوچک و زیبا باشه؟

مادر: نگو این مژه ها در برابر طوفان بیابان نمی گذاره گردوخاک به چشم ما وارد بشه

بچه: این پای ما چرا این طور زشته؟

مادر: این حرف را نزن این ابزار ما برای راه رفتن در بیابان است

بچه: مادر جان با این حساب ما در این قفس چه غلطی می کنیم اگر سیستم ما بیابانی است پس در اینجا چه کار می کنیم.در این باغ وحشت هم شیری بود و شیر هم به خود می گفت سلطان جنگل و هم در فقس بود. به نظر میرسه امام خمینی(ره)مانند شتر قصه ی ما از خود می پرسید ما  در اینجا چه غلطی می کنیم.

سید محمد حسني زاده:

  1. چرا انقلاب سال 57 صورت گرفت و قبل و بعدش انجام نشد؟
  2. آیا انقلاب یک پروژه بود یا پروسه؟

سيد محمدرضا حسن زاده:

اینکه چرا انقلاب 57 بود چرا 47 نبود؟ شرایط طوری اقتضا می کرد که انقلاب 57 رخ بدهد شرایط مردم، حکومت، رفتارهای حکومت هستند.

سيدمحمدباقرموسوي شوشتري:

بنده مخالفم مردم سالهای 47 ،50 و... همان مردم سال 57 هستند

سيدمحمدرضاحسن زاده:

پروسه از سال 42 شروع و به 57 خاتمه پیدا کرد و این سوال اشتباه است که چرا سال 57 انقلاب رخ داده است؟

سیدمحمدباقرموسوي شوشتري:

سیاسیون کلاً شم اینکه مردم چی می خواهند رو خوب می تونند تشخیص بدن برای مثال سال های 57،76،84 و امام نیز بخوبی موقعیت رو درک کردند.

سیدمحمدباقرحسن زاده:

بین سالهای 52 تا 57 فضای جامعه برای انقلاب کردن مهیا بود یا دوران مشروطه؟ البته دوران مشروطه غوغا بود رسانه ها، روزنامه یک عالم شیخ فضل الله نوری را دار زدند.

سید محمدعلی موسوي زاده:

اگر امام نبوند و کسی دیگری برای مثال شیخ فضل الله نوری بود انقلاب می شد؟

آقاي ملک شاهی:

باید برگردیم به باغ وحش، شیر، قفس، امام به یک خود آگاهی رسیده بود.

هویت ما زیر سایه ولایت حق مشخص میشه این همان فطرت و خود و نه خود است کافیه هر شخصی به خود واقعی خود مراجعه کند و جامعه نیز به خود آگاهی برسد و قرآن فرد را مخاطب قرار داده است تکلیف خیلی مشخص است انقلاب مجموعه از اجزا نیست بلکه یک کل است که متناسب با عالم خو اجزایی را می آفریند

سیدمحمدباقرحسن زاده:

برای اینکه انقلاب در سال 57 محقق شد که اول در وجود خود مردم انقلاب صورت گرفت که شاه باید برود و مردم هم نتیجه گرفتند.

سید عبدالله سیدموسوی:

امام در سال 42 فرمودند: سربازان من اکنون در گهواره هستند

سيدمحمدرضاحسن زاه:

برای انقلاب یک پروسه لازم است و امام یک وسیله بودند و مردم نيز به این نتیجه رسیدند

آقاي ملک شاهی:

بحث به سمت فلسفه داره میره. انقلاب یک پدیده است آیا در خزانه خداوند امثال امام خمینی(ره) کم است؟یا شاید ما کم بودیم که امام زمان (عج) نیامدند و امام خمینی(ره) آمده است؟آیا امام زمان(عج)پشت ابر است؟ مارفتیم یا امام زمان(عج) رفته؟ ایشان اینقدر نسبت به جامعه بی خیال است؟ مدتی است ایشان در حال در زدن است کسی نیست در رو باز کنه.

امام خمینی(ره) یک لطف از الطاف خدا به اندازه و قابلیت ما بود و اگر ما قابلیت بیشتری داشتیم باید امام زمان(عج) می آمد

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 0:30    | 
 
سلام

با تبریک فرا رسیدن میلاد با سعادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها و حضرت امام خمینی قدس سره و عرض تسلیت فرا رسیدن سالروز رحلت حضرت امام و همچنین گرامیداشت یاد و خاطره قیام پانزده خرداد

به اطلاع می رساند

نشست آینده فامیل سبز به شرح برنامه ذیل برگزار می گردد.

زمان: روز جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۹ شب

مکان: خیابان شهیدموسوی روبروی مسجد حاج علوان منزل حاج سیدجمال الدین سیدموسوی

قسمت اول: بخش بزرگواری روح از کتاب آزادی معنوی

قسمت دوم: انقلاب ۵۷ امام یا انقلاب ابدی امام

همچنین از ساعت ۱۹ در همان مکان جلسه قرائت قرآن نیز برگزار می گردد که می توانید با حضور در آن و سپس نماز جماعت در مسجد حاج علوان سر وقت به جلسه فامیل سبز نیز برسید.

منتظر حضور سبز شما هستیم.

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 11:44    | 
 

به نام سلام

جمعه ی هفته ای که گذشت و رفت پی کارش، به دیدار یکی از بزرگان فامیل یعنی عموسیدحسین موسوی زاده رفتیم. بدلیل اینکه تصاویر گویای همه چیز هستند و همچنین صحبت خاصی هم در دیدار فوق الذکر رد و بدل نشد، لذا مستقیماً سر اصل مطلب که همون نگاره ها باشند رفته و از خداوند متعال خواستاریم همت و توانایی انجام این برنامه ها را به ما بدهد که هی به بزرگان های فامیل سر بزنیم زیرا که خوشحال می شوند.

لازم است از همین تریبون از سیاحی سپاسگذاری کنیم که در آن مکان پمپ بنزین راه انداخت تا راهنمایی باشد برای کسانی که می خواستند به دیدار بزرگان بیایند. قطعاً سیاحی در ثواب صله رحم ما سهیم است. 

و همچنین باز هم از خود سیاحی تشکر می کنیم که در آن مکان پمپ بنزین راه انداخت. فکر کنید مردم آن منطقه می خواستند بنزین بزنند و سیاحی آن پمپ بنزین را راه نینداخته بود. باید لااقل تا پمپ بنزین پیش خانه ی حاج آقامحمدرضا موسوی زاده که اتفاقاً برادر زاده ی عموحسین هم می شوند می رفتند تا دو چکه بنزین بزنند. و می دانید، تا به خانه بر می گشتند یک چکه ی آن مصرف شده بود. البته می شد بروند آبادان بنزین بزنند

>>   { نــــــــــــــگاره های محتـــــــــــرم }  <<

 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 22:55    | 
 
جناب آقای مهندس سیدمحمدرضا حسن زاده

انتصاب شایسته شما را به سمت مشاور جوان مدیرعامل آب و فاضلاب استان خوزستان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم. از خداوند متعال برای شما کسب درجات بالاتر و موفقیتهای روزافزون را خواهانیم.

و من الله التوفیق         

جمعی از جوانان انجمن فامیل سبز

 
+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 17:57    | 
 
سلام

نشست این هفته ی فامیل سبز به برنامه ی دیدار با بزرگان تغییر پیدا کرد.

به همین منظور، جمعه ۷ خرداد ۱۳۸۹ به دیدار حاج سید حسین موسوی زاده خواهیم رفت.

تجمع پیش از حرکت: نرسیده به شهرک بقایی، جنب پمپ بنزین سیاحی

ساعت حضور در محل فوق الذکر: ۶ بعد از ظهر

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 11:19    |