1- روزه چیست؟
اگر یک رساله عملیه را باز کنید، در اولین مساله باب روزه، در تعریف روزه گفته شده:
روزه آن است که شخص، برای انجام فرمان خداوند، از اذان صبح تا اذان مغرب، از کارهایی که روزه را باطل می کنند، خودداری کند.
یک سوال: چرا ما هیچ وقت به این نکته توجه نکرده ایم:
برای انجام دستور خداوند... . یعنی روزه در دین اسلام این نیست که فقط آن مبطلات را انجام ندهی.
روزه این نیست که نخوری و نیاشامی. روزه این نیست که فقط دروغ به خدا و پیغمبر و معصومین علیهم السلام نبندی. روزه این نیست که فقط ترک عمل جنسی کنی.
روزه، نیت ترک همه اینهاست برای خدا.
از این روست که در مساله شرعی روزه آمده: اگر روزه دار، در میان روز، از نیت روزه برگردد، روزه اش باطل است ولو هیچ مبطلی از مبطلات روزه را انجام ندهد و یا انجام نداده باشد.
چون تو در دلت، در نفست، در وجودت، این تصمیم را می گیری و اراده می کنی که برای رضای خدا که آفریدگار تو و پروردگار همه جهانیان است، یک سری اعمال را ترک کنی.
روزه، در میان سایر ادیان هم هست. بلکه در بی دینان هم هست. به معنای امساک از برخی اعمال در طول روز، که یکی به خاطر سلامت جسم می گیردش و دیگری به خاطر سلامت جان.
ولی تو که مسلمانی، تو که شیعه هستی، فقط به فکر خدایی.
2- روزه برای چیست؟
چه زیباست که باید اینها را ترک کنی: خوردن، آشامیدن، عمل جنسی و البته مواردی دیگر. ولی این سه مورد، بسیار زیباست که بدانیم ترک اینها چه فایده ای دارد.
آیا شنیده ای این داستان را که لقمان حکیم به پسرش گفت: پسرکم! همواره بر تشک (یا بالش) پر بخفت.
و پسر، شگفت زده پرسید: چگونه ممکن است پدرجان؟
و پدر گفت: اینگونه که هر گاه خواب، تمام وجود تو را گرفته بود، سر بر بالین گذاری. آن هنگام است که سنگ هم می شود بالش پر قو.
این، یکی از بزرگترین نکات روان شناسانه شخصیت انسانی است: بیشترین زمانی که یک انسان چیزی را می خواهد، آن هنگام است که بیشترین نیاز را به آن داشته باشد.
خداوند، به ما دستور داده تا در سال، یک ماه را روزه بداریم.
چقدر این دستور، حکیمانه است. مخصوصا آن طوری که اسلام دستور داده.
تو، در طول روز گرسنه می شوی. نیاز به غذا پیدا می کنی. تشنه می شوی –که بسیار سخت تر است از گرسنگی-. نیاز به آب پیدا می کنی.
تمام وجودت می شود نیاز به آب و غذا. پس تو، از همه وقتها بیشتر می خواهی که آب بنوشی و غذا بخوری.
ولی، تو این کار را نمی کنی. به این خواسته دلت، به این خواسته نفست لگد می زنی –در حالیکه در بالاترین سطح خواستن است- و به او می گویی: تو را ترک می کنم برای رضای خدا. برای اینکه خدا را دوست دارم. برای اینکه خداوند متعال دستور داده.
و چه ظریفانه است این دستور: خداوند، دستوری به تو داده که تو با انجام آن، در خود ایجاد نیاز و به دنبال آن، ایجاد خواستن و خواهش می کنی، ولی وقتی که این خواسته در تو ایجاد شد، با آن به مخالفت بر می خیزی.
آیا، از این بهتر می توان تمرینی برای استوار شدن، برای قوی شدن، دارای اراده آهنین شدن و برای متقی شدن یافت؟
3- تقوی چیست؟
تقوی را در این مختصر نمی شود معنا کرد. آن تقوایی که مد نظر دین اسلام است و مخصوصا در تعالیم شیعه بسیار عالی به آن پرداخته شده چنان معناهای بزرگی دارد که بعد از این هزار و چهارصد سال عمر اسلام هنوز مورد بحث و بررسی و گفت و گوست.
ولی آنچه متناسب این مختصر است این است که بدانیم تقوا، اجمالا، یعنی یک نیروی عظیم درونی که انسان را به خوبی می کشاند و از بدی جدا می کند.
نه فکر کنید که منظور، فقط واجبات و مستحبات متعارف، مثل نماز و حج و صدقه و غیره؛ و یا محرمات و مکروهات متعارف، مثل نگاه به نامحرم و غذای داغ نخوردن و غیره است؛ بلکه معنایی بسیار گسترده دارد.
به طور مثال، آن که پشت دروازه کنکور ایستاده و باید امسال امتحان ورودی دهد تا به دانشگاه وارد شود، هنگامی که در طول سال، می نشیند پای درس و رها می کند هر چه نامربوط به درس است (برای ما پسرها می شود فوتبال و برای دخترها می شود تلفن)؛ این فرد دارای یک تقواست برای کنکور دادن. برای درس خواندن.
مثال دیگر:
فردی که کارمند مخابرات است، وقتی که ارباب رجوع می آید و تقاضای یک خط تلفن می کند، این کارمند که باید این خط تلفن را راه اندازی کند، بر تمام خستگی های تنش و بر تمام نیازهای مادی زندگیش –که او را به این سمت می کشانند که به این ارباب رجوع به جای مبلغ واقعی که مثلا هفتاد و پنج هزار تومان است بگو صد هزار تومان-، غلبه می کند و یک کار خوب می کند: با گشاده رویی از ارباب رجوع استقبال می کند و کارش را راه می اندازد و خط تلفنش را برقرار می کند.
در آیه ای که اول این نوشته آورده شد، خداوند متعال فرموده: روزه بر شما واجب شد، شاید تقوا به خرج دهید.
و نگفته: شاید تقوا برای خدا به خرج دهید –که بالاترین تقواست و مایه رستگاری. تقوا برای خدا یعنی آن کارمند و آن کنکوری، برای رضای خدا، آن تقواها را به خرج دهند. و در مسیر دستورات و خشنودی الاهی، تقوای خویش را خرج کنند-. این، یعنی روزه در ما حالتی را ایجاد می کند که اراده قوی و آهنین پیدا کنیم برای انجام خوبی ها و ترک بدی ها. به واسطه آنکه خود ما هستیم که از اذان صبح تا اذان مغرب، برای رضای الاهی در خویش، نیازها و به دنبالش خواسته هایی شدید را ایجاد می کنیم و سپس با همان نیازها و خواسته های ایجاد شده توسط خود، به مخالفت بر می خیزیم.
و ما باید ممنون پروردگارمان باشیم که این دستور را -همان طور که برای مذاهب پیشینمان واجب گردانیده بود- بر ما واجب نموده.
ان شا الله که در این ماه پر خیر و برکت و فیض، از روزه داران واقعی به شمار آییم. الاهی آمین.
محتاج دعای همه جوانان فامیل سبز،
سید محمد مهدی حسن زاده